- گروه: فرهنگی
- کد خبر: 249
- بازدید: 893
- 1404/12/23 - 15:41:20
گزارش؛
روایت آخرین دقایق شهید مدافع وطن قهرمانوند
«جماران» در آتش میسوخت و خوابگاه در کام دریا؛ در میان دود و خون، او دو بار زندگی بخشید و برای بار سوم، پیکر فرماندهاش را از دل آتش بیرون کشید، اما خشتِ آخرِ ایثارش با ترکشِ دشمن کامل شد.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «شکوه فرهنگ»، در روزی که موجها بیقرار بودند، نام محمدحسین قهرمانوند با شجاعتی بینظیر بر لب دریا نشست. جوانی از جنس انسانیت که میان مرگ و زندگی، راه فداکاری را برگزید. روایت شاهدان از آخرین دقایق او، نه تنها داستانی از یک حادثه، بلکه مرثیهای از نجابت، غیرت و عشق به انسان است؛ جایی که دریا شاهد ایستادگی مردی شد که از جان دیگران دست نکشید.
آن روز، ناوشکن «جماران» میانِ آتش و آهن میسوخت و خوابگاهِ در حالِ غرق شدن، حکمِ مرگ را برای همرزمانش امضا میکرد. وقتی مرگ با چنگالِ دود و خون، نفسِ دریانوردان را میبست، «محمدحسین قهرمانوند» همچون نوری در تاریکی درخشید.
او بیهراس به دلِ جهنمِ شعلهور زد؛ ابتدا یکی از همرزمانِ در حالِ خفگی را از میانِ ازدحامِ آب و آتش نجات داد و به آغوشِ امنِ آب سپرد. اما مقاومتِ قهرمانانهاش به اینجا ختم نشد. دوباره به دلِ موجهای سهمگین زد و همرزمِ دیگری را از غرق شدن حتمی رهاند.
محمدحسین، دوبار از مرزِ مرگ گذشت و دو بار، نویدِ زندگی را به یارانش بخشید. اما نگاهِ تیزبینش هنوز به سویِ ناوِ در حالِ سوختن بود؛ جایی که شعلههای سرکش، تکههای پیکرِ مطهرِ فرماندهاش، «ناخدا مایوان»، را در خود میبلعید. در دلِ این فاجعه، ندایِ غیرت در سینهی پرمهرش طنینانداز شد: «چطور میتوانم بگذارم فرماندهام در آتش بسوزد؟ چطور اجازه دهم خانوادهاش تا ابد در حسرتِ یافتنِ تکهای از عزیزشان بمانند؟»
این بار، سومین بارِ بازگشت، آگاهانه و با عزمی راسخ به قلبِ خطر زد. او رفت و در میانِ زبانه کشیدنِ آتش، پیکرِ ناخدا را در آغوش کشید و با هزار سختی، آن را به اسکله رساند. اما درست در لحظهای که مأموریتِ اوجِ غیرت و مردانگیاش به سرانجام رسیده بود، ترکشِ کینهتوزِ دشمن، سینهی پُر از معرفتِ محمدحسین را شکافت. او در کنارِ فرماندهاش، بر همان خاکی که برایش جان فدا کرده بود، به ملکوتِ عشق پیوست.
سلام بر تو ای دریادلِ قهرمان که نامت تا ابد با موجهای این سرزمین زنده خواهد بود. شهید ناوبان یکم محمدحسین قهرمانوند، از شهدای سرافرازِ ناوشکن جماران، که اصالتاً اهل سولا بود و در کرج زندگی میکرد، در اسفندماه ۱۴۰۴ در زادگاهش تشییع شد و نام و یادش تا ابد در تاریخِ حماسههای دریایی این سرزمین جاودانه خواهد ماند.
دیدگاهها