- گروه: سیاسی
- کد خبر: 781
- بازدید: 282
- 1405/05/28 - 17:26:08
یادداشت؛
۲۸ مرداد؛ گذار از ملیگرایی به وابستگی
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تنها یک تغییر قدرت ساده در تاریخ معاصر ایران نبود؛ این واقعه، نقطه عطفی تلخ در گذار از حاکمیت ملی به دوران وابستگی ساختاری بود.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «شکوه فرهنگ»، زهرا سلمانی فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تنها یک تغییر قدرت ساده در تاریخ معاصر ایران نبود؛ این واقعه، نقطه عطفی تلخ در گذار از حاکمیت ملی به دوران وابستگی ساختاری بود. با نگاهی به ریشهها و پیامدهای این عملیات مهندسیشده، بازخوانی این واقعه نشان میدهد که چگونه مداخله خارجی توانست دموکراسی نیمهتمام ایران را زیر آوار استبداد دفن کند.تاریخ ملتها با نقاط عطفی مشخص میشود که مسیر آینده آنها را برای دههها تغییر میدهند. در تاریخ ایران، ۲۸ مرداد دقیقاً چنین لحظهای بود. این واقعه که با مشارکت مستقیم نهادهای اطلاعاتی خارجی (CIA و MI6) رقم خورد، در واقع فراتر از یک درگیری نظامی، سقوط یک مدل سیاسی مبتنی بر حاکمیت ملی بود.
ریشه اصلی این بحران، تضاد میان دولت مقتدر و مستقل دکتر محمد مصدق با منافع استعمارگران بود. مصدق نماد گذار ایران از استعمار به استقلال بود؛ دولتی که میخواست بر منابع ملی خود، بهویژه نفت، تسلط کامل داشته باشد. اما قدرتهای استعماری دریافتند که برای بازگرداندن کنترل نفت، تنها تغییر دولت کافی نیست؛ آنها باید ریشههای جریان ملیگرایی را در جامعه خشکاند.
برخلاف تصور عمومی، کودتای ۲۸ مرداد تنها با زور نظامی پیش نرفت. این واقعه نمونه بارز استفاده از «جنگ روانی» بود. با استفاده از مبالغ هنگفت و نفوذ در رسانهها، مذهب و ارتش، فضایی از بیثباتی و نفرت نسبت به دولت مصدق ایجاد شد.استفاده از تئوریهای توطئه و بهرهبرداری از برخی جریانات مذهبی، باعث شد جامعهای که در واقع با مصدق همراه بود، در لحظهای دچار سردرگمی شود. در نهایت، زمانی که نیروهای نظامی تحت هدایت خارجی به خیابانها آمدند، نه تنها یک دولت، بلکه ستونهای حاکمیت قانون و اراده ملی نیز فرو ریخت.
تحلیل پیامدهای این واقعه نشان میدهد که ایران با یک تغییر مسیر ساختاری روبرو شد: در سطح سیاسی، با سقوط مصدق، فضای رقابتی و مشارکتی ایران جای خود را به تکقطبی شدن و تمرکز قدرت در دست سلطنت داد. این امر، بستر شکلگیری یک حکومت استبدادی را فراهم کرد که هیچ نهاد نظارتی بر آن حاکم نبود.
در سطح ساختاری، ایران از یک کشور در حال گذار به سوی استقلال، به یک متحد وابسته در جریان جنگ سرد تبدیل شد. تقویت ارتش تحت نظارت ایالات متحده، قدرت نظامی ایران را به ابزاری برای حفظ منافع قدرتهای بزرگ بدل کرد.
در سطح اجتماعی، این کودتا، اعتماد جامعه به فرآیندهای دموکراتیک را از بین برد. سرخوردگی ناشی از شکست اراده اکثریت در برابر مداخله خارجی، بذر تحولات بنیادین سالهای بعد را کاشت.
یادآوری ۲۸ مرداد، نه برای غرق شدن در نوستالژی، بلکه برای درک اهمیت «استقلال در تصمیمگیری» است. تاریخ ثابت کرده است که هرگونه تثبیت قدرت که بر پایه وابستگی به بیگانه و سرکوب اراده ملی بنا شود، هرچند مدتی دوام بیاورد، در نهایت با بحرانهای عمیق روبهرو خواهد شد.۲۸ مرداد به ما میآموزد: حاکمیت بدون اراده ملی، حاکمیتی است که در برابر طوفانهای تاریخ، پایداری نخواهد داشت.
دیدگاهها